تبليغاتX
دُنـــــــــــــیای زیبــــــــــآی مــا

E-MAIL.ARCHIVE .HOME.PROFILE

 

 

بلستوی عسیسم !
دنیــــــــ ای من ...
الهــــ ی قربونت برم فرشــ ت ـــه ی من .

تولــــ دت مبالـــ ک عسیسم

آفنبات من تفلدت مبالک 16400000

 

 

در ستاره بارانِ میلادت
میان احساس من
تا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای عشق
جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست



 

همیشه سالـــــــ م و سلامت باشی جیجلــــــــــم ...

 

‌‌

+ * سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 * 19:42 * M!na |

 

اصلا نمی دونم چی بگم !
فقط اینو بگم که قشنگ ترین تبریک تولد بود ... ( واقعا می گم ، هیج تبریکی اینطوری بهم نچسبید . )
پرستو می خوای بگم چه حسی شدم دیدم اومدی وبمون و اینو آپ کردی ؟

ـ اشک تو چشام جمع شده ، یه حس قشنگ از داشتن پرنده ای مثل تو !
من و تو همدیگر و ندیدیم اما من نمی دونم چرا انقدر برا من آرامشی تو ، به خدا هر موقع که باهات حرف می زنم کلی آرومم می کنی .
کاش منم بتونم این آرامش و بهت بدم ، خیلی دوست دارم خیلی ...

ـ وقتی گفتی چشماتو ببند و آرزو کن واقعا بستم و آرزو کردم ، خیلی مهربونی ، دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم .

۸ روز دیگه میلاد توئه ، روزی که تو متولد می شی و پرنده ها آزاد می شن ، چقدر خوبه که همو داریم ، خدا رو شکر .

 

+ * یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 * 18:21 * M!na |

سلام ، زندگی ِ خودم ، خوبی

مینا یادته اون اول آآ که با هم آشنا شُدیم ، من تازه اومده بودم ایسا بعدش هی از اولش دلم میخواست مینا دوست من بشه ، تو که میومدی تو پروفایلم انقد ِ کیف می کردم ،

یادته آهنگامونو ، من هر وقت دلم برات تنگ میشه دستات پر احساس ِ ، گرم خاطره ساز ِ .. رو گوش میدم ، می دونی نعمتای بزرگی خدا بهم داده ، خدا دوسم داشته همیشه ، و یکی از بزرگ ترین هدیه هایی که بهم داده توئی مینا ، تو یکی از قشنگ ترینو دوست داشتنی ترین هدیه هایی هستی که خدا بهم داده ، تو خودت میدونی آرامش محضی ؟

می دونی وقتی اس میدی انقده ذوق می کنم ، این احساس ُ با هیچی عوض نمی کنم که یه جای این دنیا یه آجی دارم که به فکرمه ، که به فکرشم ، آخه کی دکتل ویانا داره مثل من ؟! هیچ کی ... که دلم که گرفت باهاش حرف بزنم ، که آرومم کنه ،تازه بهش بگم که نسخه بهضی ها رو بپیچه :دی تو هم هل وخت خواستی بدو من نسخه پیچیدنم حلف نداله :دی

آرزوم خوشبختیته مینا ، تو بخندی من شادم ، تو خوشبخت بشی من آرومم .. فدای دلت بشم با این احساسای ِ  قشنگت ...

میدونی 13 فرودین برا من خاص ِ .. خاص ِ .. آخه تو اومدی به دنیا .. بعدشم دنیای ِ من شُدی ... رویای من شدی .. نفسمی تو .. فرشته ی ِ آجیتی ...

مینا ، مینای قشنگ من تولدت مبارک ، تولد ِ قشنگ ترین مینای ِ دنیا مبارک

خب حالا چشاتو ببند ، بیدو بیدو کن دیگه ، آفلین ، حالا آرزو کن ،

خب آرزو کردی .. حالا شمعاتو فوت کن ...

منم فوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

تولدت مبارک ،

حالا هم بیدو بیدو کن بغل ِ آجیت ...

تو عزیز دلمی مینا .. زندگیمی ...

مینا یه روز میام پیشت ، راستکی راستکی میگم ها ...

گوشتو بیار (بعدش برات یه عالمه پاستیل میارم :دی )


قشنگ ترینم تولدت مبارک ...


یه چیزی توی نگاهته که داره میبره منو آروم(منو آروم)

آروم نداره این دلم، از وقتی باختمش به تو آسون(به تو آسون)

با من دیگه بازی نکن دیگه دیگه پایه دلم گیره(دلم گیره)

گیره دلم به اون دلت ،واسه ی جداشدن دیره( دیگه دیره)

دستات، پره احساسه / گرمو خاطره سازه

با تو ،زندگی خوبه، مثله حسه پروازه

حرفات پره احساسه ، شیرین مثله آوازه

با تو زندگی خوبه مثله حسه پروازه

بیا با هم باشیم ، بریم رو ابرا

تو بهترین هستی توی این دنیا

بیا با هم باشیم ، تا بریم روی ابرا

تو بهترین هستی ،توی این دنیا

اگه روزی دل بریدی ، برو با خیاله راحت

میدونی واست میمیرم ، پات میشینم تا قیامت

آخه دستات، پره احساسه / گرمو خاطره سازه

با تو ،زندگی خوبه مثله حسه پروازه

حرفات پره احساسه ، شیرین مثله آوازه

با تو زندگی خوبه ، مثله حسه پروازه

بیا با هم باشیم  ، بریم رو ابرا

تو بهترین هستی توی این دنیا

بیا با هم باشیم تا بریم روی ابرا

تو بهترین هستی توی این دنیا

+ * شنبه دوازدهم فروردین 1391 * 16:30 * ParasTo0

 

 

ســـ لام پرستو !

انقدر دلم گرفته که نمی دونم چکار کنم ...
دلم برا خودم می سوزه ، می دونم آجیم نت نداره وگرنه آرومم می کرد ، دیگه نمی دونستم کجا باید برم اومدم اینجا که خودمو خالی کنم .

نمی دونی چقدر سخته پرستو ، هیچ آدمی ، حرف هیچ آدم دیگه ای و تو این دنیا نمی فهمه !

انقدر احساس ذلیل بودن می کنم حالم از خودم داره بهم می خوره ، یه وقتا می گم کاش منم مثل خیلیای دیگه پررو بودم و هیچی واسم مهم نبود ، کاش با همه صاف و ساده را نمی آمدم و حداقل یه کم  سیاست داشتم ، هر چی می کشم از حماقتا واخلاقای احمقانه ی خودمه ...
مایه شرمساری خودمم واقعا !

پرستو فکر کن حتی کسی که دیگه مال توئه هم باهات مـــَ چ نشه ، نمی فهمم این دنیا چیه آخه ؟!
خورد شدم زیر آوار احساسای خراب شده ام .
دائما دارم خودمو نگه می دارم که اشکام نیان و یه کم حداقل خوددار باشم .

آرزومه بخوابم و دیگه پا نشم ، به خودم می گم من بدم ؟ قراره جهنمی باشم ؟ خوب بابا دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ...
نمی تونم تحمل کنم ، کم آوردم پرستو ...

کاش ...

 

خدا رو شکر که خدارو داریم که حداقل یکی هست که هر وقت باهاش دعوا می کنیم ، قهر می کنیم ، آشتی می کنیم ، غر غر کنیم ، هر کاری که می کنیم هیچی نمی گه و فقط گوش می کنه !
نمی دونم اون از دست ما چکار می کنه ! ما که آدمیم از دست هم روانی می شیم ، اون که ....

 

 

+ * شنبه بیستم اسفند 1390 * 19:8 * M!na |

 

 

ســـــــــــلام پرستوی قشنگ من !
دل من برات خیلی برات تنگ شده ، خیلی دوست دارم پرستو خیلی ...
کاش می شد حداقل تو یه شهر بودیم و همو می دیدیم ، اینجوری شاید یه کم آروم تر بودم .

هر جا باشم تو پیشمی ، چون همیشه به یادتم .
چند وقتیه نشده پیش هم باشیم اما مهم اینه به یاد هم هستیم ، می دونم که توام به یادمی !

کاش بودی برام یه کم حرف می زدی عزیزم ، دوست دارم  .

بوس بوسی ...

پرستو محرم نزدیکه ، توام دلت مثل پرنده ها پاک !
منو اون گوشه ی دلت فراموش نکن عسیسم .

 

 

+ * سه شنبه یکم آذر 1390 * 20:36 * ParasTo0 |

سلام فرشته ی من خوبی ،

عیدت مبارک مینای من ، می دونی بعضی روزها خیلی قشنگ و خاطره ساز میشن برا آدم ، امروز دوشنبه ، 16 ابان ، خُب با خبری که بهم دادی خوشحالم کردی ، خیلی مینا ، آرزوم برات ، خوشبختی ؛ آرامش ِ نفس آجی ،

می دونی آرزوم بود پیشت باشم ، امّا نمیشه ، امّا بدون همیشه و هر لحظه به فکرتم ، فرشته ِ من مبارک باشه ..

خیلی دوستت دارم مینا ...

+ * دوشنبه شانزدهم آبان 1390 * 20:6 * ParasTo0 |

سلام نفس ِ پرستو ، خوبی زندگیم فدا دلت بشم

آخ مینا بعضی موقع ها دلت میگیره ، انقدر که هیچی ارومت نمیکنه ، امروزم یکی از اون روزاست ، دلم میخواست پیشم باشی ، پیشت باشم ، نفس ِ پرستو نبینم غصه داشته باشه اون دل ِ پاکو و مهربونت ، تو هم پرنده ی منی هیچ کس نمیتونه اسیرت کنه ، نمیتونه ، 

امّا خدا خیلی دوسمون داره ، که تو رو بهم داده ، حالا کم که بیارم ، دلم یه رفیق بخواد ../ دوست بخواد ../ دلم زندگی که بخواد .. میشه بهت فکر کنم ُ وشکر کنم که دارمت ..خمیشخه ی خمیشخه میسپارمت به خدا که مراقبت باشه ، تو زندگیمی مینا ..

تو مینای منی ، مینا .. مینا .. مینا .. کاش میشد پیشت بودم .. کاش .. کاش .. کاش ..

 تو هم میدونی ؟

هرجای این دنیا باشم .. هر وقت و هر جا مینا ..خمیشخه ی ِ خمیشخه دوست دارم ..

+ * دوشنبه دوم آبان 1390 * 13:23 * ParasTo0

 

 

ســـــــــــــــــ لام پرنده کوچکولوی من !

خوبی ناز من ؟

 

یه وقتـــ ا دل آدمـــ ا می گیره ، امشب از اون شباست .

اوهوم ، دلم گرفته ، اما طبق عجیب غریب بودم این خصلت فروردینیا ، نمی دونم چرا گرفته !

پرستــــ و !

دلــــ م می خواد آزاد باشـــــ م ، من و اسیر کنن دلم طاقت نمیاره ، شاید هیچی نگم اما از درون می شکنم ...

دوست ندارم اسیر بشم ، منم مثل تــــ و یه پرندم ، اما بالامون چیده شده و رو زمینیم .

چقدر خوبه که تو هستی پرستــــ و !

ایشالله چشم بد ازت دور باشه همیشه ، و خدا همیشه نگهدار و مراقبت باشه .

اگه می شد کنار هم بودیم چی می شد ...

یه چیز و می دونی ؟

 " فرق نداره کجا باشم !
با کی باشم ، چکار می کنم ، یا گرفتار ، یا هر چیز دیگه ؛
اما همیشه و خمیشخه دوست دارم عاشقـــــــــــــ انه "

 

+ * یکشنبه سوم مهر 1390 * 19:45 * M!na |

 

 

دوست دارم .

 

 

+ * سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 * 23:8 * M!na |

سلام

مینا ..دلم برات تنگ شده ، دلم برا این که تو حرف بزنی من گوش بدم تنگ شده ، نه اصلا من حرف بزنم تو گوش بدی ..دلم تنگ شده که با هم یه عالمه آهنگو بخونیم و بنویسیم تو آشیانه ..دلم تنگ برا خنده های قشنگت ، برای حرف های قشنگت که این روزها واقعا کم آوردم تو رو ..

نمی دونم این روزا ، حوصله هیچی رو ندارم ، دلم می خواد نباشم ، خسته ام مینا ..خیلی خسته ام ، دلم برا یه عالمه خندیدن از ته دل ، برا فکر نکردن به این همه درد بی رنگ تنگ شده ..

هر کاری می کنم سرگرم کنم خودمو که یادم بره ، نمیشه ، وقتی می خوایی به چیزی فکر نکنی انگاری بدتر همش بهش فکر می کنی ..دل خوشیم توئی مینا ، دلم تنگ که میشه میرم همه ی حرفامونو می خونم ، مینا ..مینا ..مینا ..کاش پیشم بودی ...

خیلی خیلی خیلی دوست دارم ، خیلی ..

+ * سه شنبه هشتم شهریور 1390 * 21:11 * ParasTo0 |

ســـــــــــــ لام نفس مینایی ... !

می بینی دنیـــــــ ا رو من میــ ام تو نیستی ، تو میای من نیستم . اما مهم دلامونه که پیش همه .

پرستو انقدر این تفاهم احساسیمونو دوس دارم ، همین که تو حوصله نداشتی و می گم ، چون منم دقیقا همینطور بودم و هنوزم همینطورم .

انگار می خوام کوه بکنم تا یه اس بنویسم و سند کنم ، از تنبلی نیست ، روح که خسته بشه از همه چی آدم اینجوری می شه .

خیلی خدا رو شاکرم که یکی شبیه خودم پیدا شده ، حداقل اینجوری همو درک می کنیم و از هم ناراحت
نمی شیم .

دلم همیشه کنارته و به یادت اما دستام خیلی وقتا جون کاریو ندارن ، می دونم می فهمی چی می گم !

قربونت برم عیبی نداره ، می دونم حوصله ترم تابستونی و نداری اما در عوض جلو میفتی ، اونم که ۶ واحد بیشتر نیست و زودیم تموم میشه ...

پرستو ، اصلا حالم خوب نیس ، حتی جون توضیح دادنشم ندارم اما فقط می دونم خوب نیست ...

قلبم از بس فشرده شده بی جون می زنه ، دوس دارم فقط یه گوشه بشینم اونم تنهـــــــــــایی .

کسی باهام حرف نزنه ، کسی غر نزنه ، همه چی آروم باشه ، تا یه مدت طولانی ...

منم مثل تو خستم .

نگران پیانو نباش ، بالاخره ادامه می دی یه روز . منم یه مدت دف می زدم ، اما خودمم نمی دونم چی شد که ولش کردم ، دوس داشتم ادمه بدم اما منم مثل الان تو نمی تونم ؛ اما بالاخره یه روز می شه ...

غصه نخوریا فدات شم .

واسم دعا کن !

منم واست دعا می کنم حتما .

پرستو از بودنت خیلی خوشحالم و واقعا دوست دارم عزیزم ...

بوس بوسی .

+ * یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 * 13:16 * M!na

دوباره سلام ..

می خواستم برات دیروزو بگم ، راستش به هیچ کس نگفتم اما تو مینای منی ، ..

می دونی مینا گاهی بدم میاد حسابی از بعضی ها ، دیروز دلم نمی خوام بگم شکست ، اما خب نمی دونم چی بگم ، یه جوری بغض تو گلوم بود ..

می دونی دیروز رفتم آموزشگاه موسیقی ، می خواستم برا کلاس ِ پیانو اسم بنویسم ، خب گفتم حالا که پیانومو دیگه ندارم این طوری حداقل می تونم بازم پیانو بزنم ..حالا برا خودم نباشه اشکال نداره ..

رفتم گفتم برا ثبت نام کلاس پیانو اومدم ؛

اونم نه گذاشت نه برداشت ، گفت :ساز داری ؟

گفتم :نه

گفت پس؟

گفتم خب حتما نیاز ِ که ساز داشته باشم ؟

گفت ؟آره ؛ پس چه جوری می خوایی تمرین کنی

اومدم بگم بلدم گفتم الان میگه پس برا چی می خوایی بیایی کلاس ، !

موندم چی بگم ..

بعدش مینا باورت میشه 40 دقیقه حرف زد که مثلا نظر ِ منو عوض کنه ..

که مثلا گیتارم خوبه ..و .. و ...و ..

ولی من اصلا هیچ کدوم از حرفاشو نمیخواستم گوش بدم ..

برگشته به من میگه شما داری احساسی تصمیم میگیری که پیانو رو انتخاب کردی ..اصلا خوشم نیومد از حرفاش ، 

منم بهش گفتم شما ذهنیت منو نمی دونید و این خب زیاد درست نیست ، که بخوایید قضاوت کنید که من بر چه اساسی پیانو رو انتخاب کردم ، ..

بعدشم دیگه حوصله نداشتم به حرفاش گوش کنم ..پا شدم اومدم بیرون ، 

مینا بدم اومد از این دنیا ؛ همیشه همینه نه فقط حالا ، ..

بیخیال اصلا ، من که عادت دارم به اینکه حسابی تو ذوقم بخوره ، حالا باز من موندمو خاطراتم ..

اما اشکال نداره بیخیال رفیق ..بی خیال ..

نمی دونم بعد از این چند سال هنوز بلدم یا نه ؟نمی دونم شاید یادم رفته ؟

مامانم بهم گفت رفتی برا کلاس پیانو ؟

گفتم نه دیگه نمی خوام برم

مینا همین طور وایساده بود نگام تعجب کرده بود گفت تو نمی خوایی من که باورم نمیشه پس این همه ذوق داشتی چی شد ؟

می خواستم بگم من عادت کردم به این که همش تو ذوقم بخوره اما هیچی نگفتم ..گفتم دیگه نمی خوام ...

مینایی اصلا حوصله ی درس و ندارم .اما فکر کنم باید برم برا ترم تابستونی ..

اوففففففف واقعا حوصلشو ندارم ..هنوز نمره های ترم نیومده اون وقت دوباره ..نه ..نمی دونم شاید اصلا نرم ...

دلم برات تنگ ِ ....خیلی اصلا بی نهایت ..

دوست دارم مینایی ..

دوست دارم ...




+ * دوشنبه بیستم تیر 1390 * 12:8 * ParasTo0 |

سلام مینایی من ..

وایییییییییی اگه بدونی این مدت دلم برات چقدر تنگ شده ، همش یه چیزی کم بود ،

آره کاش می شد ، می شد پیانو مو داشتم ، حسابی دلم برا لمس پیانو تنگه ..اما

من دیگه حسابی بلد شدم ، که تمام کارایی که براشون ذوق دارم ؛ حسابی تو ذوقم بخوره ..

ولی کی می دونه شاید یه روزی من و تو با هم ، حسابی این کلاویه های سفید و سیاه و لمس کردیم ، 

مینا این مدت زیادی خسته شدم ، باورت میشه واقعا دیگه داشتم کم میاوردم ،

اما خوشحالم که الان اینجام پیش تو ، اخه تو نفس ِ آجی پرستویی ،

راست ِ راستش من این مدت اصلا حوصله نداشتم ، اما همیشه ی همیشه به یادت بودم ، تو خود منی ، مگه میشه حتی یه لحظه هم بهت فکر نکنم ...

خیلی خیلی خیلی دوست دارم ...خیلی مینا ...


+ * دوشنبه بیستم تیر 1390 * 11:49 * ParasTo0 |

 

ســـــــــــــــــــلام نفس مینایی

دلم برات مـــــــــــــحو شده دیگه ...

دوس داشتم بودی واسم پیـــــــــــــانو می زدی ، به منم که عاشق پیانوام یــــــــــــاد می دادی

اما خوب نیستی و نمیشه که یادم بدی ، ولی شاید یه روزی بشه ...!

چند وقتیه خیلی آروم شدم ، حوصله هیچیو ندارم پرستو ، اما به یادت هستم

دوست دارم دختر با بادبادک آبـــــــــــ ی 05600000

 

+ * جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 * 22:28 * M!na |

مي دونم مينا ،

زندگي گاهي تو اين دنيا اصلا زيادي بد ميشه ، نفسم انگار همه شدن سنگ براي شكستن ما ؟؟!!

اما خيالي نيست ، من ديگه تنها نيستم ، من ديگه تو رو دارم ،و اينو بدون كه تا هميشه منو داري ..

مينا كاش پيشت بودم ، محكم بغلت مي كردم ، تو چشاي قشنگت نگاه مي كردم ، اون وقت اصلا گريه مي كردم ، تا آروم شم ، كاش بودم تا شونه هام بشه پناهگاه گريه هات ، تا ارومت كنم ، ..

امروز براي منم زيادي خوب بود ، كه با تو بودم ،
باشه ، باشه مينايي قول ميدم كه يه عالمه خوب باشم ،
سخته برام كه نباشم پيشت ، دق ميكنم ، اما گاهي جبر ميشه ..و من بلد نيستم با جبر بجنگم ، كه همش برنده ميشه اون ..
ولي مينا زودي ميام ، زود ِ زود ..
تو هم قول بده كه هر وقت ..هر وقت مينا دلت خواست ، با يكي حرف بزني ، دلت گرفت ، هر وقت ..بهم بگي ..حالا نت نيستم اما هستم كه ..هيچ وقت تنهات نميزارم ...

ووووييييييييي مرسي واسه آفنبات .(دوخخخخخخ )

مواظب خودت باشي ..باشه ..
دوستت دارم خيلي دوستت دارم ...

+ * چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 * 17:44 * ParasTo0 |

 

پرستــــو می دونی چیـــه ؟!

دلــــم یه فاز غم می خواد ، واسه یه مدت ...

من نمی دونم چرا انقدر زندگی واسه من تو این دنیا سخته ؟

چرا همه با حرفاشون عذابم می دن آخه ؟

آره ، دلـــــــــــــــم گرفته و خستم از آدما ، دلم یه شونه می خواد زار بزنم ، به خدا دلــــــــــم گریه

می خواد ، اما بازم نمی تونم گریه کنم ...

اما یه چیز خوشحالم کرد واقعنی ، اینکه اومدی و با هم بودیم امروزو ، اینکه خوشحالم که هستی .

ازت می خوام این ترم رو با بهترین نمره ها تموم کنی و به همه ثابت کنی که پرستوی من اگه بخواد

می تونه هر کاری بکنه ، منتظرت می مونم همیشه ی همیشه ...

سخته واسم که نباشی ، ولی حق نداری جوری باشی که این موضوع رو درس خوندنت تاثیر بذاره .

قول می دی ؟

دوست دارم یه دنیــــــــــــــــــــــــــا ali-mahsa

تو تنهـــــــــــــــا کسی هستی که کاملا درکم می کنی ، فکر کنم منم خیلی درکت می کنم ، چون

عین همیم ، اما من خوشبخت ترم .

چون یه پرستـــــــــــــو ی مهربون دارم که به هر جا که مهاجرت کنه بازم بهـــــــــــــار نشده میاد و

در خونه ی دلم و می زنه و با هم خواهیم بود .

بفلماهین افنبات

+ * چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 * 17:27 * M!na |

سلام مينا ..

من مي خوام داد بزنم كه من زيادي دلم برات تنگ شده ..كه بي تو اين روزا به من سخت مي گذره ..انگاري نفس نمي تونم بكشم ..
و همش به آه بلند بلند نفس مي كشم ..

مي خواستم زودتر از اينا بنويسم ، نشد .اما ...پرستو زياد خوب نبود اين روزها ..كه الان بهترم ، حالا از اون سردي خبري نيست ، كه حسابي يخ مي كرد تمام ِ بدنم و سردم ميشد ..و بعدتر دلم پتويم را مي خواست كه حسابي گرمم شود ..حالا اما خبري نيست از آن لرزيدن ها ، كه من حسابي گرمم شده ..
انقدر كه انگاري دارم ميسوزم / ..اما آخر ِ‌آخرش اين است كه خوبم ..خوبم مينايي من ..

من دلم گريه مي خواد، نگو نه ..كه دلم حسابي برايت تنگ است ، كه راست مي گويي گاهي گريه خوب است ، كه از اين بغض ِ‌سنگين خلاصت كند ...

اين روزها زيادي خسته ام ،‌ چرايش را نمي دانم ، فقط اين كه زيادي خسته ام ، دلم مي خواهد بمانم در اتاقم ، همه ي روز را بخوابم ، ..

مي داني ، همه اش خودم را الكي گول مي زنم ، يك جورايي خودمم را سرگرم مي كنم ، كه به بعدتر فكر نكنم ، بعدتر اينكه من اصلا نمي خواهم بروم ، مي خواهم با تو باشم ، دلم كه مي گيرد ، بيايم پيش تو ، و هي آرام شوم ..

دلم نمي خواهد بروم تنها بي باران ..نه ..نه ..نه ..دلم مينا مي خواهد ..
مي بيني ، كم مي آورم همه چيز را ، مثل حرف زدن ؛ بودن ، ماندن ، نفس كشيدن حتي ..

چقدر حرف داشتم ، همه اش دارند فرار مي كنند از من ،

مينا مي خواهم بداني كه من با تو ام ، هميشه ي هميشه ..حالا اينجا نباشم ..كه فرقي ندارد ..

بزار الكي بگويم ..دلم خوش باشد كه اينجا نباشم / غصه نمي خورم ..

اما من با تو هستم ، هميشه ، و بدان لحظه لحظه دارم زندگي مي كنم با تو بودن را ، در دنياي قشنگي كه با تو ساختم ، دنيايي كه فقط مال ِ من وتوست نه هيچ كس ..

مينا هرچه گشتم پيدا نكردم ، هيچ جا نبود ، حتي در آرشيو عكس هايم ، چيزي را پيدا نكردم ، كه حس ِ من باشد ..

كه دخترك خوب باشد فقط دلش تنگ باشد ، نبود ،

دوست دارم ، خيلي دوست دارم




ادامه مطلب
+ * سه شنبه دهم خرداد 1390 * 23:20 * ParasTo0 |

 

قربونت برم که انقدر دلت قشنگه.

فدای احساساتت بشم من !

پرستـــــــــــــوی من تو ناراحتم نکردی به خدا ، می دونی چند وقت این اشکا مونده بودم پشت چشام ...

طفلکی ها می خواستن بریزن اما نمیزاشتم . خیلی منتظر موندن خیلـــــــــــــــی .

خوب شد که گریه کردم ، یه کم سبک شدم .

دفترت چی شده ؟

ناراحت نباشی ها ، با هم یه دنیایی می سازیم که رو زمین تــَک باشه ، یه بهشت رو زمین ...

من و تو میشیم دربونش ، و همه ی آدمـــــــــــــا رو به محبت و عشق دعوت می کنیم ، عیبی نداره اگر میشکننمون ، عیبی نداره اگه ناراحتمون می کنن ، به جاش ما بهشون با مهربونی و محبت یاد می دیم که عاشق باشن ، که دوس داشته باشن .!

میشیم اون فرشته مهربونه ی تو داستان که از خود گذشتگیاش باعث خنده ی اینو اون میشه .

بودنت و دوس دارم .

من پرستومو می پرستم چون خدای قشنگی ، یه پرستوی قشنگ آفرید که کنار من باشه ...

می دونی این دور بودنمون چقدر مهــــــــــــرمونو بهم بیشتر می کنه ؟!

خوشحالم که دارمت

مرسی که هستی ...

دوست دارم

 

 

+ * چهارشنبه چهارم خرداد 1390 * 13:37 * M!na |

گفتم مينا انگاري صفر شدم !!

اول از همه ببخش پرستو رو كه همش دل ِ كوچيكتو ناراحت ميكنه با دل تنگي هاش ..
ببخش كه چشماي قشنگتو خيس كردم ..
كاش بودم تا آرومت كنم ..
مينا دوست دارم ..گريه نكن ديگه ..باشه ...
مي دوني مينا ، خيلي وقت پيش ، وقتي كم آوردم حسابي ، شروع كردم نوشتن ،تمام احساستم رو ..همشو مينا ..
دل تنگي هامو ، شكستن ها مو ..گريه هامو ،كه حتي گاهي برگه هاي خشك شده ، منو ياد اشكام مينداخت ،
اونا همه ي عمر زندگي كردن ِ من بودن /كه ثبت شده بودن ..
تا ، اون روز ..
نوشته بودم از روزي كه با تو آشنا شده بودم ، ميدوني چي نوشته بودم ..؟
نوشته بودم من امروز حسابي دلم يكي رو خواست كه بهش بگم چقدر دوسش دارم ، يه جور خاصي كه انگار كسي رو دوست نداشتم ، اما نگفتم ، بهش ، اسمش مينا بود ..
خيلي خاص بود ..
و .. و ... و ..
مينا من تمام ِ روياهامو نوشته بودم ،
تمام ِ با هم بودن هامو نو..

همشونو مينا ..
نه يك سال ، نه دو سال اون ها مال ِ بيشتر از اا سال بود ، كه مرورشون ميكردم تو تنهايي ،
بعدتر ميخنديدم ، گريه مي شدم ، آه ميشدم ..اصلا ..
اما همشون جلوي چشام نابود شدن و من فقط نگاه كردم ،
مينا خيلي درد داشت ..خيلي ..خيلي ..
حرف كم آوردم ، اشك كم آوردم ، من اصلا حسابي كم آوردم ..حسابي  ..
اصلا كاش ..نه همش كاش ..كاش ..كاش ..چه فايده اي داره اين كاش ..
اونا ديگه نيستن ...
تقصير كسي نيست ، هيچ كس ..
اونا كه نميدونستن چيه ، فرقي براشون نميكرد ..
و من ماندم يك دنيا درد ..
يك دنيا بيخيال كه به زور به خورد خودم ميدم ..كه بيخيال درد نداره ، گريه نداره ..اما داره ..
بيخيال ، از همه بدترش اين بود كه با اين حرفا چشاي مينامو باروني كردم ،
ببخش مينا ..ببخش منو ..كه ناراحتت كردم ..ببخش ..
مي دوني اون وسط يه چيزي كه دل ِ دنيا و حسابي سوزوندم چي بود ..بهش گفتم ، فكر كن كه من باختم ، اما من مينامو دارم اصلا از اول ِ اول دنيامو ميسازم باهاش ..
آره من تو رو دارم ،مينا دوست دارم ، ديگه گريه نكن باشه منم ديگه گريه نميكنم ،
من هميشه باهاتم ، هميشه ،

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com
+ * سه شنبه سوم خرداد 1390 * 20:40 * ParasTo0 |

سلام ..
سلام ميناي من ..
آخ اگه بدوني چقدر دلم برات تنگ شده ، خيلي مينا ..خيلي ، بودنت از بودن خودم مهم تره ..
مي دوني من مي گم بدم تو انقدر خوبي ميگي نه ...نمي خواستم ناراحتت كنم ..آخه من كه طاقت اشكاي تو رو ندارم ...

مينا به آسمون گفتم ببار لج كرد.!!
گفتم نمي باري ،‌ بعدترش ناز كرد ..!!
گفتم باشه ، خودم ميبارم ..

دردم ميگيره كه ناراحت ببينمت ، تو انگار مني ، كه اصلا قشنگ تر از منم هستي ..
آخ كه چقدر دوست داشتم دستاتو بگيرم ، برام حرف بزني ..
بگم بهت كه آره مينا منم ياد نگرفتم ، ياد نگرفتم فراموش كنم ، ياد نگرفتم دردامو ياد بره ..
من هيچي بلد نيستم مينا ..هيچي ..
ميناي من ، ديگه هيچ وقت حرافتو نريز تو خودت بگو به من بگو ..همه ي اون چيزايي رو كه آزارت ميده بريز بيرون ..فداي اون دل ِ كوچيكت برم ، ..

ما زيادي مثل ِ هم ديگه ايم ..
گاهي حسابي با خودم فكر ميشم كه شايد اصلا اشتباهي اومدم اين دنيا ..زيادي ام ..زيادي ..
اما حالا مي دونم اومدم كه مينا رو پيدا كنم ..
مينا تو هيچ وقت اضافي نيستي ..هيچ وقت يادت نره اينو ...هيچ وقت ..
ما تنها نيستم ..
فداي اون اشكات بشم ، اين چند روزه ، انقدر هواي باران داشتم و به جاي باران من باريدم فقط ..
ديگه گريه نكن پرستو فدات بشه ، گريه نكن ..
من خودخواهم كه اين همه تو رو فقط براي خودم مي خوام ..كه چشاي قشنگتو باروني كردم ..
مي فهممت مينا / و تو تنها كسي هستي كه منو درك ميكني ..
آدما گاهي خيلي بد ميشن ..خيلي ..
اما منو داري مثل من كه تو رو دارم ...
فداي اون دلت بشم ، تو خيلي پاكي ، حساسي ، و انگار سهم ما فقط شكستنه ..
مينا ؛ ما ديگه هم رو داريم ، تا هميشه ،
كه اصلا راست ميگي ديوونه گي هامون مثله همه ..
كه بعضي موقع ها به خودم مي گم اصلا ارزش اين همه درد و گريه رو داره ..
نه نداره مينا ..اين آدمابا حرفاشون ارزششو ندارن ..كه فقط بلدن سخت باشن ..
ميناي من نمي خوام نمي خوام بزارم بشكني ، مينا من هميشه باهاتم ، هميشه ..

آخ كه چقدر دوست داشتم الان بودم و بغلت مي كردم تا آروم شي ..اشكاتو پاك كن ..گريه نكن ..ميميرم گريه كني ...

مينا ...
ببخشيد كه ناراحتت كردم ..
گريه نكن باشه ..ما همو داريم تا هميشه ...

نفس ِ آجي روز تو هم مبارك .ايشالله كه حضرت زهرا هرچي ميخوايي بهت بده ، به مامانتم تبريك بگو ..
ديگه گريه نكني مينا ...



+ * سه شنبه سوم خرداد 1390 * 20:1 * ParasTo0 |